ویل دورانت
نویسنده و تاریخ نگار مشهور آمریكایی (1885-1981)


"ویلیام جمیز دورانت"، مشهور به "ویل دورانت"، نویسنده و تاریخ نگار مشهور در پنجم نوامبر سال 1885 میلادی در "نورث آدامز" ماساچوست به دنیا آمد.
مهمترین اثر ویل دورانت، "تاریخ تمدن" نام دارد که در یازده جلد انتشار یافته است و نام این کتابها عبارت است از : "مشرق زمین" ، "گاهواره ی زمین"، "یونان باستان"، "قیصر و مسیح"، "عصر ایمان"، "رنسانس" ، "اصلاح دینی"، "آغاز عصر خرد"، "عصر لویی چهاردهم"، "عصر ولتر"، "روسو و انقلاب" و "عصر ناپلئون".
او با اینکه می خواست کشیش شود، اما در دانشگاه، بیشتر دانش ها، از زیست شناسی گرفته تا آموزش و پرورش را تجربه کرد و سرانجام پس از خواندن کتاب "اخلاق" اسپینوزا به سراغ فلسفه رفت، آن را تا دکترا ادامه داد و استاد دانشگاه شد و کتابهای فلسفی زیادی را تألیف كرد. "هنری توماس" یک بخش از کتاب خود را با نام "بزرگان فلسفه" ویژه ی او كرده و نوشته است:
"بزرگترین کار ویل دورانت در فلسفه این بود که اندیشه های پیچیده ی فلسفی را به زبان ساده بیان کرد. او فلسفه را که دور از دسترس مردم عادی بود به خانه های آنها برد و آن را برای همه قابل فهم کرد."
اما همه ی اینها دورانت را خشنود نکرد، تا اینکه به گفته ی خود، برای "برآوردن حس کنجکاوی"، سر از تاریخ درآورد و در زمان استادی دانشگاه "کالیفرنیا"، کتاب "تاریخ فلسفه" اش را نوشت که اندیشمندان و منتقدان دانشگاه، آن را تحسین کردند. پس از آن بود که دورانت تصمیم به نوشتن "تاریخ تمدن جهان" گرفت.
در حقیقت، او كار پژوهشی و علمی خود را از فلسفه آغاز كرد و با تاریخ به پایان رساند. دورانت پس از گذراندن دوران تحصیل، دانشنامه اش را از دانشگاه "کلمبیا" دریافت كرد.
مدتی خبرنگار روزنامه ی "شب نیویورک" بود و سپس به کار تدریس زبان لاتین، فرانسه و انگلیسی در کالج "سیتون هال" پرداخت. در سال 1912 قاره ی اروپا را گشت و در سال 1913 در دانشگاه "کلمبیا" سرگرم تحصیل زیست شناسی و فلسفه شد و از محضر استادانی همچون "دیویی" بهره برد.
او برای نوشتن هر بخش از کتاب به گوشه ای از دنیا سفر می کرد؛ از مصر و ایران تا سیبری و ژاپن. هدف او نوشتن جلد اول کتاب تاریخ تمدن با نام "مشرق زمین، گهواره ی تمدن" بود. پس از چاپ جلد اول، سفرهای دور دنیای او آغاز شد که 50 سال ادامه یافت. در نهایت در سال 1975 نگارش تمامی سی جلد کتاب و همچنین سفرهایش به پایان رسید.
وی در این کتاب توانسته ‌است با بهره گیری از آثار مورخان دیگر، از "هرودوت" تا "آرنولد توین‌بی"، که از ابتدای تاریخ بشر تاکنون زیسته‌اند، مکتب نوینی از تاریخ‌نگاری را به وجود آورد.
بر خلاف دیگر تاریخ‌نگاران که تنها تمرکزشان بر رویدادهای تاریخی و سیر تمدن بشری بود، وی در اثر خود به عوامل تمدن‌ساز در طول تاریخ نیز توجه نمود. ویل دورانت در این ارتباط بیان داشت:
"تمدن رودی است با دو ساحل، اما بیشتر تاریخ نگاران تنها به خودِ رود توجه دارند."
این نقل قول به این مساله اشاره دارد که تاریخ‌نگاران در بیشتر موارد، نهایت توجه و دقت خود را صرف رودخانه ی در جریان تاریخ نموده‌اند که به طور معمول، پرآشوب و پرهیاهوست و اجازه ی برداشتها و تفسیرهای درست را نمی‌دهد. در مقابل، او دیدگاه دیگری را مطرح می‌کند که در آن حواشی تاریخ و تمدن (ساحل‌ها)، می‌توانند به اندازه ی خود متن تاریخ مهم باشند. به نظر او، همه ی مردمانی که در طول تاریخ، خانه و مجسمه ساخته یا شعر سراییده اند نیز در شکل گیری تمدن نقش داشته اند.
او با نهایت فروتنی بیان کرده است که بدون همسر دلبندش، "آریل"، موفق به نوشتن تاریخ تمدن چند جلدی خود نمی شد که کار تحریر آن نیم قرن طول کشید.
دورانت مطالب کتاب را به آریل دیکته می کرد. دلبستگی این زن و شوهر به یكدیگر به اندازه ای بود که در سال 1981 پس از انتقال دورانت به بیمارستان، وقتی آریل از دکتر شنید که شانس زنده ماندن شوهرش اندک است دیگر لب به غذا نزد تا اینكه درگذشت. قلب دورانت نیز پس از این که شنید آریل فوت شده از حرکت باز ماند و به او پیوست و زن و شوهر در یک روز در کنار هم دفن شدند. آریل، سیزده سال جوانتر از دورانت و در گذشته، شاگرد او بود.
اندیشمند تاریخ تمدن در این مجموعه با نگاهی تحلیلی، تاریخ تمدن بشری را مورد بررسی قرار داده است. این مجموعه را مترجمانی چون "احمد بطحایی"، "احمد آرام" و "ع پاشایی" ... به فارسی ترجمه كرده اند. از دیگر آثار ارزشمند این نویسنده ی مشهور ، "تاریخ ادبیات انگلیسی" در سال 1904، "تاریخ فلسفه" در سال 1926 و "تصویرهای زندگی" است که به کمک همسرش آریل دورانت نوشته است. وی پیش از نوشتن کتاب تاریخ تمدن، "اصول حکمت و مسائل اجتماعی دوران معاصر" را تالیف کرده بود.
دورانت از جوانی به سوسیالیسم به عنوان روشی که خواهد توانست به برابری انسانها در طول زندگانی و رفاه و سعادت آنان بینجامد دل بست و بر خلاف نظر مادرش که مایل بود پسرش کشیش شود، به تحصیل تاریخ، فلسفه و ادبیات پرداخت و مدرس شد و سپس به پژوهش و کار تالیف روی آورد.
مردم قدرشناس، نام دورانت را که به دریافت عالی ترین نشان آزادی نائل شده، نه تنها بر خیابان های شهرها و مدارس و دانشکده ها گذارده اند بلکه شهرک های متعدد، روزنامه و حتی هتل ها را به یاد او نامگذاری کرده اند.
سخنرانی های ویل دورانت درباره ی ادبیات ایران در دهه ی 1950 در دانشگاه "کلمبیا"، ادبیات ایران را به جهانیان شناساند. وی یک جلسه ی تمام، تنها به تفسیر این بیت حافظ پرداخته بود:
"غلام و بنده ی آنم که زیر چرخ کبود        ز هر چه قید تعلق پذیر آزاد است"
دورانت درباره ی "فردوسی" گفته است که در میهن دوستی، همتای فردوسی به دنیا نخواهد آمد و از این بابت، ایران، سرزمینی منحصر به فرد در سراسر جهان است.
ویل دورانت در کتاب "درسهایی از تاریخ" که در سالهای آخر زندگی خود نوشت، می گوید:
 "تاریخ ملتها را باید با توجه به پدیده های علمی جدید نوشت."
دورانت 96 سال عمر کرد و سرانجام در هفتم نوامبر سال 1981 بدرود حیات گفت.
 
 
برگزیده ای از زندگی
1885  : در پنجم نوامبر در منطقه ی "نورث آدامز" ماساچوست به دنیا آمد.
1900 : وارد كلیسای "سان پیترو" گردید تا کشیش شود.
1903 : کلیسا را ترک كرد و از کشیش شدن منصرف شد.
1907 : در نشریه ی "شب نیویورک" به عنوان خبرنگار آغاز به كار كرد.
1912 : سفر یکساله ی خود را به اروپا آغاز کرد.
1913: وارد دانشگاه "کلمبیا" شد تا در رشته های زیست شناسی و فلسفه تحصیل کند.
1914 : در کلیسایی در شهر "نیویورک" به ایراد خطابه هایی در باب فلسفه، تاریخ و ادبیات پرداخت.
1917 : از دانشگاه "کلمبیا" دکترای فلسفه گرفت.
1921 : مدرسه ی "لیبرتپل" را بنا نهاد.
1925 : نگارش کتاب "اندیشمندان معاصر آمریکا".
 1926: نگارش کتاب "تاریخ فلسفه" را به پایان رساند و کتاب "زندگی و باورهای اندیشمندان بزرگ" را منتشر نمود.
 1927: تصمیم به نگارش و تدوین "تاریخ تمدن جهان" گرفت. از کارها و امور اجرایی کناره گیری كرد.
1929 : انتشار کتاب "كاخهای فلسفه".
1930: سفر به دور دنیا را آغاز نمود و "مصر"، "خاورنزدیک"،"هندوستان"، "ژاپن" و سرزمین های "خاور دور" را از نزدیک دید.
1932 : رهسپار "ژاپن"، "منچوری"، "سیبری"، "روسیه" و "لهستان" شد.
1935 : کتاب "مشرق زمین، گاهواره ی تمدن" را منتشر كرد.
1939 : انتشار کتاب "یونان باستان".
1944 : انتشار کتاب "قیصر و مسیح".
1948 : به مدت شش ماه به کشورهای "ترکیه"، "عراق"، "ایران" و نیز "اروپای شرقی" سفر کرد.
1950 : انتشار کتاب "عصر ایمان".
1951: بازگشت مجدد به "ایتالیا".
1953: انتشار کتاب "رنسانس" و کتاب "اصلاح دین".
1954: بازدید مجدد از کشورهای "آلمان"، "سوئیس"، "فرانسه" و "انگلستان".
1961 : انتشار کتاب "آغاز عصر خرد".
1964 : انتشار کتاب "عصر لویی چهاردهم".
1965 : انتشار کتاب "عصر ولتر".
1967 : انتشار کتاب "روسو و انقلاب".
1968 : جایزه ی ویژه ی ادبی "پولیتزر" را دریافت كرد.
1970 : آخرین کتاب خود را با نام "تفسیرهایی بر زندگی" نوشت.
1975 : انتشار کتاب "عصر ناپلئون".
1981: در 25 اکتبر یعنی سیزده روز پیش از مرگ ویل دورانت، همسرش "آریل" از دنیا رفت .خود او نیز در هفتم نوامبر و در سن 96 سالگی، زندگی را بدرود گفت.
 
برگرفته از :


 
http://www.tebyan-hamedan.ir
http://www.asatir.blogfa.com
http://fa.wikipedia.org
http://www.navab.org
http://www.jamejamonline.ir